شبنم عشق
از شبنم عشق خاک آدم گل شد یک قطره فرو چکید و نامش دل شد
من هنوز عاشقتم
مي نويسم براي تو اي كه از من دور شده اي بخوان
و باور كن. هم براي تو مي نويسم هم براي قلبم. تعجب
نكن كه ديگه واسه چي به قلبم آخه قلب من هميشه
با توست اول تو اي دل من بس است ديگر تا كي دلخوشي
با جملاتي چون به عشق تو اسيرم براي تو مي ميرم
هرگز نرود ياد تو از دل من مگر آنروز كه در خاك
شود منزل من و.... نه ديگر اين جملات نمي تواند مرحمي
باشد بر دل زخم خورده ام. جملاتي كه در نگاه اول پر از
احساس ولي در باطن .... و اينك تو اي نامهربان:شبها
چشم هايت براي من مي گريست و روزها منتظر نگاه من
( واسه جور شدنش اين تيكه رو گفتم ) ولي امروز فقط
براي فريب دادن بيدار مي شوند ابروانت چون كمندي بود
ولي امروز فقط براي ساز مخالف زدن به كار مي رود
مي نويسم براي تو اي كه از من دور شده اي بخوان
و باور كن. هم براي تو مي نويسم هم براي قلبم. تعجب
نكن كه ديگه واسه چي به قلبم آخه قلب من هميشه
با توست اول تو اي دل من بس است ديگر تا كي دلخوشي
با جملاتي چون به عشق تو اسيرم براي تو مي ميرم
هرگز نرود ياد تو از دل من مگر آنروز كه در خاك
شود منزل من و.... نه ديگر اين جملات نمي تواند مرحمي
باشد بر دل زخم خورده ام. جملاتي كه در نگاه اول پر از
احساس ولي در باطن .... و اينك تو اي نامهربان:شبها
چشم هايت براي من مي گريست و روزها منتظر نگاه من
( واسه جور شدنش اين تيكه رو گفتم ) ولي امروز فقط
براي فريب دادن بيدار مي شوند ابروانت چون كمندي بود
ولي امروز فقط براي ساز مخالف زدن به كار مي رود در هجوم نگاههاي مسموم به تصوير ميكشم سكوتي زرد بر صفحه صورتم وسيراب مي كنم جنگل را وزير بالشم را وكمي پست مي كنم برايت شايد بفهمي مرحمي كه مي فرستي براي من مرحم نيست شانه ات زير شلاق دردناك روزگار من بي توجه به زخمهام تو را خوب مي فهمم دستهاي زحمت كشيده ات را قلب پاكت را دلم به آخر خودش رسيده است از حرفهايي مي شناسيش محبت را مي گو ييم بايد بروي من سكوت مي كنم فاصله را در ذهن خسته ام مرور مي كنم صداي تو را قلبت را... احساست را... دست برداريد دلم به عشق ميرود جسمم در تب مي سوزد و هيچ كس مرا نمي فهمد مرا چه كودكانه مي نگري باورم نمي كني دردم را نمي بيني
| Design By : Night Skin |




