شبنم عشق
از شبنم عشق خاک آدم گل شد یک قطره فرو چکید و نامش دل شد
عاشق پروانه اسمان ابری است قمری ها نیستند گنچشکها هم پیدایشان نیست هوا ابری است و دل من هم ابری است باد می اید اسمان دلش پر است و من هم دلم پر است و دوستم نمی دانم چرا رنجید من گناهی ندارم امان از دست این حروفی که ادمیان برای بیان خود ابداع کرده اند چه سو برداشتهایی که ایجاد نمی کند ظاهر کلام یکی است اما دو بیان متفاوت از انها می شود و هر دو را به جان هم می اندازد خیلی بد است می دانید چرا این طور می شود برای این که بار معنایی کلمات در دو انسان با هم فرق می کند و کلمات در دو خانواده بالیده اند و گاه دو کلمه یکسان دارای دو معنا هستند در این موارد باید صبر کرد باید پرسید و معنا ان کلمه را در کلام ان دوست کاوید و ان گاه به قضاوت نشست زود نباید قضاوت کرد اینها اساب رنجش بیهوده است دوستم ناراحت است و من ناراحتم شکستن دلی یک ثانیه بیشتر طول نمی کشد اما التیام ان ممکن است سالیان دراز زمان بخواهد دوستم مواظب باش قمری ها زبان هم را هم می فهمند هیچ گاه اشتباه نمی کنند مرغان عشق هم همین طور اما ادمیان عاشق خیلی اشتباه می کنند ربان هم را نمی فهمند مرغان عاشق میلیون ها سال است تمرین کرده اند زبان عشق را می فهمند اما ادمیان نه عمر زبانشان طولانی نیست گاه به یک نسل هم نمی رسد دو نسل هم زبان هم را نمی فهمند معنای عشق در دو زبان متفاوت است این است راز قهرها و اشتی ها راز گریه ها و غم ها البته اگر ان دو هم دیگر را دوست داشته باشند و گر نه صورت مساله فرق می کند من دوستم را دوست دارم چون او را مرا دوست میپندارد من گل را دوست دارم چون گل عاشق پروانه است و یا پروانه عاشق گل است




| Design By : Night Skin |



